السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
232
جواهر البلاغة ( فارسى )
بحث هفتم معرفه آوردن مسند اليه به شكل موصول است . مسند اليه ، اسم موصول ، قرار داده مىشود زمانى كه موصول آوردن ، تنها راه حاضر كردن معناى مسند اليه باشد . مثل : « الذّى كان معنا أمس سافر » آنكه ، ديروز با ما بود به سفر رفت . اين را هنگامى مىگويى كه اسمش را ندانى . امّا اگر موصول آوردن ، تنها راه حاضر ساختن معناى مسند اليه نباشد آنگاه غرضهاى ديگرى را در پى دارد چونان : 1 - منها التّشويق و ذلك فيما إذا كان مضمون الصلة حكما غريبا كقوله : و الذّى حارت البريّة فيه * حيوان مستحدث من جماد 2 - و منها إخفاء الأمر عن غير المخاطب ، كقول الشاعر : و أخذت ما جاد الأمير به * و قضيت حاجاتى كما أهوى 1 - به شوق آوردن شنونده . و اين وقتى است كه صلهء آن موصول ، در بر دارندهء خبر شگفتى باشد . مانند سخن او : « و الذّى . . . » آنچه مردم ، در آن سرگردانند زيستن موجودات زندهاى است كه از جماد پديد مىآيد « 1 » . در اين شعر ، « الذّى » مسند اليه و موصول است و « حارث البريّة فيه » صله است . چون اين صله ، خبر عجيبى را در بر دارد همه ، مشتاق شنيدن خبر يعنى : « حيوان مستحدث من جماد « 2 » » مىشوند . 2 - يكى ديگر از اهداف موصول آوردن ، پوشيده داشتن مسأله ، بر غير مخاطب است . مانند سخن شاعر : آنچه امير بخشيده بود را گرفتم و نيازهايم را همانگونه كه محبوبتر بود ، برآورده ساختم . در اين شعر ، « ما » موصول و « جاد الأمير به » صله است . و اين موصول آوردن ، بخشش امير را در ابهام نگه مىدارد و آشكار نمىكند كه شاه ، چه چيزهايى بخشيده است . 3 - و منها التّنبيه على خطإ المخاطب نحو : إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبادٌ أَمْثالُكُمْ و كقول الشاعر : انّ الذّين ترونهم إخوانكم * يشفى غليل صدورهم ان تصرعوا 4 - و منها التّنبيه على خطإ غير المخاطب ، كقوله :
--> ( 1 ) . اين شعر از ابو لعلاء معرّى است . ( 2 ) . يعنى همه ، در معاد جسمانى به تحيّر افتادهاند .